افتادم افتادم در آبی افتادم
گر آبی خوردم من دلشادم دلشادم
این شعر درباره تجربههای عمیق و شادیبخش در زندگی و عشق است. شاعر به زیبایی و خوشیهای زندگی اشاره میکند و از احساسات مثبت و سرشار خودش میگوید. او به آرامش در درون و عشق به طبیعت و زیباییهای آن، مانند گلها، اشاره میکند. در عین حال، به قدرت و پیروزیهای خود میبالد و از خودآگاهی و تجربیاتش در زندگی سخن میگوید. در نهایت، او از یک مربی یا معلم الهام میگیرد که راهنمای او در مسیر عشق و زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
افتادم افتادم در آبی افتادم
گر آبی خوردم من دلشادم دلشادم
بر دف نی بر نی نی یک لحظه بیگارم
بر خم نی بر می نی پیوسته بنیادم
در عشق دلداری مانند گلزاری
جان دیدم جان دیدم دل دادم دل دادم
می خوردم می خوردم در شهرت می گردم
سرتیزم سرتیزم پربادم پربادم
گر خودم گر جوشن پیروزم پیروزم
گر سروم گر سوسن آزادم آزادم
از چرخی از اوجی بر بحری بر موجی
خوش تختی خوش تختی بنهادم بنهادم
مولایم مولایم در حکم دریایم
در اوجش در موجش منقادم منقادم
ای کوکب ای کوکب بگشا لب بگشا لب
شرحی کن شرحی کن بر وفق میعادم
هر ذره هر پره می جوید می گوید
ز ارشادش ز ارشادش استادم استادم