آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
بر گرد حوالیگه آن خانه بگردیم
در این شعر، شاعر به یاد و خاطرات خوشی که در خانهای خاص داشته، اشاره میکند. او از آن خانه به عنوان مکان برکت و نعمت یاد میکند و تأکید میکند که هرگز خوشیهای آن را فراموش نخواهد کرد. شاعر بیان میکند که در آنجا همه چیز شاد و شیرین است و در مقایسه با آنجا، مکانهای دیگر پر از درد و غماند. او تشبیهاتی از زندگی شاد و سرزنده در آن خانه و زندگی سرد و بیروح در جاهای دیگر میآورد. به طور کلی، این شعر به اهمیت خاطرات و لحظات خوش زندگی و تأثیر آن بر روح انسان میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
بر گرد حوالیگه آن خانه بگردیم
ماییم و حوالیگه آن خانه دولت
ما نعمت آن خانه فراموش نکردیم
آن خانه مردی است و در او شیردلانند
از خانه مردی بگریزیم، چه مردیم؟
آنجا همه مستیست و برون جمله خمار است
آنجا همه لطفیم و دگرجا همه دردیم
آنجا طربانگیزتر از باده لعلیم
وینجا بد و رخزردتر از شیشه زردیم
آنجای به گرمی همه خورشید تموزیم
وینجای به سردی همه چون بهمن سردیم
آنجا همه آمیخته چون شکر و شیریم
وینجا همه آویخته در جنگ و نبردیم
آنجا شه شطرنج بساط دو جهانیم
وینجا همه سرگشتهتر از مهره نردیم
چرخی است کز آن چرخ چو یک برق بتابد
بر چرخ برآییم و زمین را بنوردیم