طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم
این شعر به تمایز و رابطه میان روح و جسم اشاره دارد. شاعر خود را طبیب و حکیم میداند که در مشکلات و رنجها به یاری میآید. او بر این نکته تأکید میکند که در مواقع سختی، آنها به جای فرار با دیگران، به یاری و همراهی بیماران میشتابند. همچنین، او به ناز و نعمتهای دنیوی اشاره میکند و میگوید که حقیقت وجود انسان فراتر از جسم است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هم روح و هم جسم بخشی از یکدیگر هستند و تحت تأثیر یکدیگر قرار دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم
چو رنجور تن آید چو معجون نجاحیم
چو بیمار دل آید نگاریم و ندیمیم
طبیبان بگریزند چو رنجور بمیرد
ولی ما نگریزیم که ما یار کریمیم
شتابید شتابید که ما بر سر راهیم
جهان درخور ما نیست که ما ناز و نعیمیم
غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییم
که تن شاخ درختی است و ما باد نسیمیم
ولی جنبش این شاخ هم از فعل نسیم است
خمش باش خمش باش هم آنیم و هم اینیم