بیایید بیایید به گلزار بگردیم
بر این نقطه اقبال چو پرگار بگردیم
این شعر دعوت به گردآمدن و لذت بردن از زندگی و عشق است. شاعر از خوانندهها میخواهد تا در کنار هم به جستجوی یار و زیباییها بپردازند و از غم و ناامیدی دور شوند. او به اهمیت عشق و وفاداری اشاره کرده و بر لزوم گشتوگذار در دل و جان تأکید میکند. به طور کلی، شعر چون خورشید درخشان و دلنشینی است که انسانها را به شادی و محبت دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیایید بیایید به گلزار بگردیم
بر این نقطه اقبال چو پرگار بگردیم
بیایید که امروز به اقبال و به پیروز
چو عشاق نوآموز بر آن یار بگردیم
بسی تخم بکشتیم بر این شوره بگشتیم
بر آن حب که نگنجید در انبار بگردیم
هر آن روی که پشت است به آخر همه زشت است
بر آن یار نکوروی وفادار بگردیم
چو از خویش برنجیم زبون شش و پنجیم
یکی جانب خمخانه خمار بگردیم
در این غم چو نزاریم در آن دام شکاریم
دگر کار نداریم در این کار بگردیم
چو ما بیسر و پاییم چو ذرات هواییم
بر آن نادره خورشید قمروار بگردیم
چو دولاب چه گردیم پر از ناله و افغان
چو اندیشه بیشکوت و گفتار بگردیم