توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
زان کس که کند توبه زین واقعه بیزارم
شاعر در این ابیات بیان میکند که هرگز توبه نخواهند کرد، زیرا به عشق و جنون خود افتخار میکند. او به عشقش نسبت به لیلی اشاره میکند و خود را درگیر رازها و معماهای عشق میبیند. همچنین او از دقت در احساس عاشقی و معشوقی صحبت میکند، که هم در زاری و درد به سر میبرد و هم به نوعی از عشقش لذت میبرد. در نهایت، به قفس تنگ زندگیاش اشاره میکند که مانع پرواز و آزادیاش شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
زان کس که کند توبه زین واقعه بیزارم
مجنون ز غم لیلی چون توبه نکرد ای جان
صد لیلی و صد مجنون درجست در اسرارم
بس بیسر و پا عشقی که عاشق و معشوقم
هم زارم و بیمارم هم صحت بیمارم
اندیشه پرنده زین سوخته پر گشته
که من قفس تنگم که جعفر طیارم