زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم
زهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم
شاعر در این ابیات به حسرت و عشق خود میپردازد. او از سرگشتگیاش در زندگی و دلدادگیاش به معشوق صحبت میکند و بیان میکند که با وجود درد و غم ناشی از عشق، آماده است جانهای زیادی را در راه عشقش فدای معشوق کند. در واقع، او عشق را بسیار ارزشمندتر از هر چیز دیگری میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم
زهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم
وگر در راه بازار غم عشقت خریدارم
به صد جانها بنفروشم ز عشقت آنچ من دارم