دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
قبول تو دعاها را بر آن باری چه حق دارم
این متن به بیان احساسات و تفکرات شاعر در مورد دعا و رابطهاش با خداوند میپردازد. او به عنوان دعاگو از توانایی خود برای دعا کردن سخن میگوید و اینکه دعاها را به گرد شمع شنیداری خداوند تقدیم میکند. شاعر احساس میکند که دعاهایش از عمق وجودش و با شور و شوق بیان میشود. او همچنین به دارالکتب (محل ثبت حاجات) اشاره میکند و در دل خود امید و شادی دارد. این فرایند دعا و ارتباط با خداوند به او آرامش میبخشد و در عین حال، او به پیچیدگیهای زندگی و افکارش اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
قبول تو دعاها را بر آن باری چه حق دارم
به گرد شمع سمع تو دعاهاام همیگردد
از آن چون پر پروانه دعای محترق دارم
به دارالکتب حاجاتم درآ که بهر اصغایت
صحف فوق صحف دارم ورق زیر ورق دارم
سرم در چرخ کی گنجد که سر بخشیده فضل است
دلم شاد است و می گوید غم رب الفلق دارم
چو شاخ بید اندیشه ز هر بادی اگر پیچد
چو بیخ سدره خضرا اصول متفق دارم