میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
حلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنم
این شعر نشاندهندهی احساسات عمیق عاشقانه و اندوه شاعر است. شاعر از عشق و ارادت خود به معشوق سخن میگوید و بیانگر حالاتی چون اشتیاق، درد و شوق وصال است. او از فراق و دلتنگی مینالد و در عین حال، با سوز و غم خود، یاد معشوق را زنده نگه میدارد. شاعر با تصاویر زیبایی از عشق و دردهایش، لحظات شب و روز را تداعی میکند و نشان میدهد که عشق و رسیدن به محبوب برای او چقدر مهم و ضروری است. در مجموع، این متن تجلی عواطف و احساسات عمیق انسانی در قالب عشق و اندوه است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
حلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنم
از دل و جان سکستهام بر سر ره نشستهام
قافله خیال را بهر لقاش می زنم
غیر طواشی غمش یا یلواج مرهمش
هر چه سری برون کند بر سر و پاش می زنم
این دل همچو چنگ را مست خراب دنگ را
زخمه به کف گرفتهام همچو سه تاش می زنم
دل که خرید جوهری از تک حوض کوثری
خفت و بها نمیدهد بهر بهاش می زنم
شب چو به خواب می رود گوش کشانش می کشم
چون به سحر دعا کند وقت دعاش می زنم
لذت تازیانهام کی برسد به لاشهاش
چون که گمان برد که من بهر فناش می زنم
گر قمر و فلک بود ور خرد و ملک بود
چونک حجاب دل شود زود قفاش می زنم
گفتم شیشه مرا بر سر سنگ می زنی
گفت چو لاف عشق زد تیغ بلاش می زنم
هر رگ این رباب را ناله نو نوای نو
تا ز نواش پی برد دل که کجاش می زنم
در دل هر فغان او چاشنی سرشتهام
تا نبری گمان که من سهو و خطاش می زنم
خشمِ شهانْ گهِ عطا خنجر و گرز می زند
من به سخاش می کشم من به عطاش می زنم
سخت لطیف می زنم دیده بدان نمیرسد
دل که هوای ما کند همچو هواش می زنم
خامش باش زین حنین پرده راست نیست این
راه شماست این نوا پیش شماش می زنم