کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
دیدم جمعیت تو چونک پریشان نشوم
در این اشعار، شاعر به قدرت و استقامت خود اشاره میکند و از ناتوانی در مواجهه با جمعیت و شرایط نامساعد سخن میگوید. او با مقایسه خود با کوه و سنگ، نشان میدهد که تلاش میکند تا کمتر از دیگران نشود و حفظ قدرت و استقامت خود را در برابر چالشها میطلبد. همچنین، به نرمی و انعطافپذیری خود در مقایسه با مواد محکمی چون آهن و سنگ اشاره دارد و از لزوم حفظ ظرفیتهای درونی خود صحبت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
دیدم جمعیت تو چونک پریشان نشوم
کوه ز کوهی برود سنگ ز سنگی بشود
پس من اگر آدمیم کمتر از ایشان نشوم
آهن پولاد و حجر در کف تو موم شود
من که همه موم توام چونک بدین سان نشوم