غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۶

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

باز در اسرار روم جانب آن یار روم

نعره بلبل شنوم در گل و گلزار روم

۲

تا کی از این شرم و حیا شرم بسوزان و بیا

همره دل گردم خوش جانب دلدار روم

۳

صبر نمانده‌ست که من گوش سوی نسیه برم

عقل نمانده‌ست که من راه به هنجار روم

۴

چنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تن

گوش بر این بانگ نهم دیده به دیدار روم

۵

خسته دام است دلم بر در و بام است دلم

شاهد دل را بکشم سوی خریدار روم

۶

گفت مرا در چه فنی کار چرا می نکنی

راه دکانم بنما تا که پس کار روم

۷

تا که ز خود بد خبرش رفت دلم بر اثرش

کو اثری از دل من تا که بر آثار روم

۸

تا ز حریفان حسد چشم بدی درنرسد

کف به کف یار دهم در کنف غار روم

۹

درس رئیسان خوشی بی‌هشی است و خمشی

درس چو خام است مرا بر سر تکرار روم

بازگشت به سروده‌های مولانا