غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۹۰

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

باز آمدم، باز آمدم، از پیش آن یار آمدم

در من نگر، در من نگر، بهر تو غم‌خوار آمدم

۲

شاد آمدم، شاد آمدم، از جمله آزاد آمدم

چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم

۳

آن جا روم، آن جا روم، بالا بُدم، بالا روم

بازم رهان، بازم رهان، کاین جا به زنهار آمدم

۴

من مرغ لاهوتی بُدم، دیدی که ناسوتی شدم

دامش ندیدم ناگهان، در وی گرفتار آمدم

۵

من نور پاکم ای پسر! نه مشت خاکم مختصر

آخر صدف من نیستم، من دُرّ شهوار آمدم

۶

ما را به چشم سَر مبین، ما را به چشم سِر ببین

آن جا بیا ما را ببین، کاین جا سبک‌بار آمدم

۷

از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم

من گوهر کانی بدم، کاین جا به دیدار آمدم

۸

یارم به بازار آمده‌ست چالاک و هشیار آمده‌ست

ور نه به بازارم چه کار؟ وی را طلبکار آمدم

۹

ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی؟

کاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم

بازگشت به سروده‌های مولانا