ایها النور فی الفؤاد تعال
غایه الجد و المراد تعال
این شعر به دعوت از محبوب و معشوق میپردازد و از او میخواهد که بیاید و زندگی انسانها را روشن کند. شاعر به ویژگیها و صفات محبوب اشاره میکند و از او میخواهد که عیبها را بپوشاند و محبت را بشناساند. او همچنین به تضاد احساسات اشاره میکند و از دوری و هجران ناله میکند. در نهایت، شاعر با تأکید بر اهمیت حضور محبوب در زندگی، از او دعوت میکند که بیاید و دلها را شاد کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ایها النور فی الفؤاد تعال
غایه الجد و المراد تعال
انت تدری حیاتنا بیدیک
لا تضیق علی العباد تعال
ایها العشق ایها المعشوق
حل عن الصد و العناد تعال
یا سلیمان ذی الهداهد لک
فتفقد بالافتقاد تعال
ایها السابق الذی سبقت
منک مصدوقه الوداد تعال
فمن الهجر ضجت الارواح
انجر العود یا معاد تعال
استر العیب و ابذل المعروف
هکذا عاده الجواد تعال
چه بود پارسی تعال بیا
یا بیا یا بده تو داد تعال
چون بیایی زهی گشاد و مراد
چون نیایی زهی کساد تعال
ای گشاد عرب قباد عجم
تو گشایی دلم به یاد تعال
ای درونم تعال گویان تو
وی ز بود تو بود و باد تعال
طفت فیک البلاد یا قمرا
بیمحیطا و بالبلاد تعال
انت کالشمس اذ دنت و نأت
یا قریبا علی العباد تعال