چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بیزوال
در این شعر، شاعر به عشق و مشکلات ناشی از جدایی اشاره میکند. او از غم و درد ناشی از عشق و دوری مینالد و میگوید که این دردها او را بسیار عذاب میدهند. شاعر همچنین به ناتوانی عقل و احساس یأس و ملال میپردازد. او با توصیف خود از حس و حالش و درگیریهای درونیاش، به عشق به عنوان منبعی از زندگی و امید اشاره میکند و خواهان رهایی از غم و درد است. در پایان، به یاری و زیبایی عشق و تاثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بیزوال
چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر
خاصه که منقار هجر کند تو را پر و بال
آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول
آه ز یار ملول چند نماید ملال
آن که همیخوانمش عجز نمیدانمش
تا که بترسانمش از ستم و از وبال
جمله سؤال و جواب زوست منم چون رباب
میزندم او شتاب زخمه که یعنی بنال
یک دم بانگ نجات یک دم آواز مات
میزند آن خوش صفات بر من و بر وصف حال
تصلح میزاننا تحسن الحاننا
تذهب احزاننا انت شدید المحال