شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی حلال
این شعر درباره عشق و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر عاشق است. شاعر با اشاره به زیبایی و ویژگیهای معشوق، به احساسات عاشقانه و اشکهایی که از دل شوق و درد ناشی میشود، پرداخته است. او به تمثیلهایی مانند سبزه و چشمه برای توصیف جذابیت و خرمگی زندگی میپردازد و اشاره میکند که عشق و زیبایی حقیقتی عمیق و غیرقابل انکارند. در پایان، به صبر و انتظار در عشق اشاره میکند و به امید بازگشت به اصل و حقیقت عشق دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی حلال
رهزنی آن کس کند کو نشناسد رهی
خانه دغل او بود کو نشناسد جمال
اهل جهان عنکبوت صید همه خرمگس
هیچ از ایشان مگو تام نگیرد ملال
دزد نهان خانه را شاهد و غماز کیست
چهره چون زعفران اشک چو آب زلال
اشک چرا میدود تا بکشد آتشی
زرد چرا میشود تا بکند وصف حال
اشک و رخ عاشقان میکشدت که بیا
پیشگه عشق رو خیز ز صف نعال
زردی رخ آینهست سرخی معشوق را
اشک رقم میکشد بر صحف خط و خال
این همه خوبی و کش بر رخ خاک حبش
تافته از ماه غیب پرتو نور کمال
صبر کن این یک دو روز با همه فر و فروز
بازرود سوی اصل بازکند اتصال