شتران مست شدستند، ببین رقص جمل
زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
این شعر درباره عشق و معرفت الهی است و به نماد شتر و سفر به سوی حقیقت اشاره دارد. شاعر از شترانی سخن میگوید که در حال رقص و حالتی مست هستند و به جستجوی علم و ادب مشغولاند. او تاکید میکند که علم و راه درست از خداوند میآید و آنکه در مسیر حق حرکت کند، از گرمای الهی بهرهمند خواهد شد. همچنین، شاعر به پیروی از دین و معجزات آن اشاره دارد و هشدار میدهد که نباید به سمت باطل یا منحرف شد. در نهایت، او دعوت میکند تا با آغوش باز به سمت معرفت و اسرار الهی برویم و از نور عشق استفاده کنیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شتران مست شدستند، ببین رقص جمل
زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
علم ما دادهی او و ره ما جادهی او
گرمی ما دم گرمش، نه ز خورشیدِ حمل
دم او جان دهدت روز نَفَخْتُ بپذیر
کار او کُنفَیکونست نه موقوف علل
ما در این ره همه نسرین و قَرنفُل کوبیم
ما نه زان اُشتر عامیم که کوبیم وَحَل
شترانِ وحلی بستهی این آب و گلند
پیش جان و دل ما، آب و گلی را چه محل
ناقةالله بزاده، به دعای صالح
جهت معجزهی دین ز کمرگاه جبل
هان و هان ناقهی حقّیم تعرض مکنید
تا نبُرَّد سرتان را سر شمشیر اجل
سوی مشرق نرویم و سوی مغرب نرویم
تا ابد گام زنان جانب خورشید ازل
هله بنشین تو بجنبان سَر و میگوی بلی
شمس تبریز نماید به تو اسرار غزل