صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل
تا چه باشد عاقبتشان وای دل ای وای دل
شعر بیانگر حال و هوای افرادی است که در دریای عشق و احساسات غرق شدهاند. شاعر به عاقبت ناگوار این افراد اشاره میکند و از دل میخواهد که دلسوزی کند. او از کشمکشهای روح و دل میگوید، که در آن احساسات و شورها مانند موجهای دریا هستند. نویسنده به زیبایی و جذابیت دل (عشق) اشاره دارد و از چالشهای موجود در این مسیر سخن میگوید. در نهایت، او از وجود شخصی خاص که به دلش نزدیک است، یاد میکند و به نوعی امید و آرزو برای پیدا کردن شیوهای که باعث رضایت دل شود، دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل
تا چه باشد عاقبتشان وای دل ای وای دل
گر امان خواهی امانی ندهدت آن بیامان
میکشد جان را از این گل تا به سربالای دل
هر نواحی فوج فوج اندر گوی یا پشتهای
گاه پشته گاه گو از چیست از غوغای دل
قلزم روحست دل یا کشتی نوحست دل
موج موج خون فراز جوشش و گرمای دل
شور می نوشان نگر وان نور خاموشان نگر
جملگی سر گشت آن کو مرد اندر پای دل
گرد ما در میپری ای رشک ماه و مشتری
آمدی تا دل بری ای قاف و ای عنقای دل
ای که کالیوه بگشتی در جهان با پر جان
هیچ دیدی شیوهای تو لایق سودای دل