غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۱

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک

غلام می‌خری ارزان بها سلام علیک

۲

ایا کسی که هزاران هزار جان و روان

همی‌کشند ز هر سو تو را سلام علیک

۳

به وقت خواندن آن نامه‌های خون آلود

بخوان ز جانب این آشنا سلام علیک

۴

تو می‌خرامی و خورشید و ماه در پی تو

همی‌دوند که‌ای خوش لقا سلام علیک

۵

به خاک پای تو هر دم همی‌کنند پیغام

هزار چشم که ای توتیا سلام علیک

۶

تو تیزگوش تری از همه که هر نفست

ز غیب می‌رسد از انبیا سلام علیک

۷

سلام خشک نباشد خصوص از شاهان

هزار خلعت و هدیه‌ست با سلام علیک

۸

چنانک کرد خداوند در شب معراج

به نور مطلق بر مصطفی سلام علیک

۹

زهی سلام که دارد ز نور دنب دراز

چنین بود چو کند کبریا سلام علیک

۱۰

گذشت این همه ای دوست ماجرا بشنو

ولیک پیشتر از ماجرا سلام علیک

بازگشت به سروده‌های مولانا