غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۷۷

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویش

سست گمان بوده‌ای عاقبت کار خویش

۲

در هوس گلرخان سست زنخ گشته‌ای

های اگر دیدیی روی چو گلنار خویش

۳

راه زنان عشق را مرگ لقب کرده‌اند

تا تو بلنگی ز بیم از ره و رفتار خویش

۴

گوش بنه تا که من حلقه به گوشت کنم

هستم از آن حلقه من سیر ز گفتار خویش

۵

پیش من آ که خوشم تا به برت درکشم

چون ز توام می‌رسد تحفه دلدار خویش

بازگشت به سروده‌های مولانا