چون بزند گردنم سجده کند گردنش
شیر خورد خون من ذوق من از خوردنش
این شعر به نوعی بیان عشق و شور و شوق نسبت به معشوق است. شاعر از احساسات عمیق و درد و لذت ناشی از عشق صحبت میکند. او به تصویرسازیهای زیبا از معشوقش میپردازد و میگوید که عشق او مانند خوراک و تغذیه است که جانش را سیراب میکند. در ضمن، شاعر به قمار عشق اشاره میکند و میگوید که افراد برای عشق و دلدادگی خود حاضرند همه چیزشان را خرج کنند. این شعر نیز حس شوق و اشتیاق عمیق به معشوق و حسرت برای رسیدن به او را به تصویر میکشاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون بزند گردنم سجده کند گردنش
شیر خورد خون من ذوق من از خوردنش
هین هله شیرِ شکار ! پنجه ز من برمدار
هین که هزاران هزار منّتِ آن بر منش
پخته خورد پختهخوار خام خورد عشقِ یار
خام منم ای نگار که نتوان پختنش
ای تو دهلزن به قل بنده تو را چون دهل
در تو درآویخته همچو دهل میزنش
گوشِ همه سرخوشان عشق کشد کشکشان
عشقِ تو داوودِ توست موم شده آهنش
دل همه مال و عقار خرج کند در قمار
چونک برهنه شود چرخ دهد مخزنش
دل ز سخن مال مال خواست زدن پر و بال
پرتو نور کمال کرد چنین الکنش