در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
بیچهره خوش او در خوش هزار ناخوش
این متن شعر به بیان شدت احساسات عاشقانه و پیچیدگیهای عشق میپردازد. شاعر از آتش عشق صحبت میکند که به رغم خطرناک بودنش، او را میسوزاند و در عین حال خوشیهایی را هم به همراه دارد. او دل را به آرامش دعوت کرده و به غم و شادی عشق اشاره میکند. در این میان، عشق به عنوان یک نیروی قدرتمند معرفی میشود که فراتر از قوانین و امکانات دنیوی است. در نهایت، شاعر با اشاره به دشواریهای عشق و عدم توانایی در تحمل فراق، احساسات عمیق خود را ابراز میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
بیچهره خوش او در خوش هزار ناخوش
دل از تو شرحه شرحه بنشین کباب میخور
خون چون میست جوشان بنشین شراب میچش
گوشی کشد مرا می گوشی دگر کشد وی
ای دل در این کشاکش بنشین و باده میکش
هفت اخترند عامل در شش جهت ولیکن
ای عشق بردریدی این هفت را از آن شش
گاهی چو آفتابم سرمایه بخش صد مه
گه چون مهم گذاران در عشق یار مه وش
گر منکری گریزد از عشق نیست نادر
کز آفتاب دارد پرهیز چشم اعمش
صدغ الوفاء حقاء من فقدکم مشوش
وجه الولاء حقاء من عبرتی منقش
القلب لیس یلقی نادیک کیف یصبر
الاذن لیس یلقن حادیک کیف ینعش