ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
در جهان هر مرد و کاری مرد کار خویش باش
این شعر از سنایی به مفهوم اهمیت خودشناسی و خودمحوری در زندگی اشاره دارد. او میگوید که اگر یاری نیابی، خودت یار خودت باش و بر کار خود تمرکز کن. هر کس باید به دنبال خود باشد و در مواجهه با مشکلات از خود دور نشود. او از عشق فانی و جذابیتهای ظاهری میگوید که نباید انسان را گمراه کنند. سنایی تأکید میکند که باید در میان دوستان مراقب خود بود و از وابستگیهای بیمورد پرهیز کرد. در نهایت، به فرد توصیه میشود که باید خود را بشناسد و در مسیر خودفکری و خودسازی قدم بردارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
در جهان هر مرد و کاری مرد کار خویش باش
هر یکی زین کاروان مر رخت خود را رهزنند
خویشتن را پس نشان و پیش بار خویش باش
حس فانی میدهند و عشق فانی میخرند
زین دو جوی خشک بگذر جویبار خویش باش
میکشندت دست دست این دوستان تا نیستی
دست دزد از دستشان و دستیار خویش باش
این نگاران نقش پرده آن نگاران دلند
پرده را بردار و دررو با نگار خویش باش
با نگار خویش باش و خوب خوب اندیش باش
از دو عالم بیش باش و در دیار خویش باش
رو مکن مستی از آن خمری کز او زاید غرور
غره آن روی بین و هوشیار خویش باش