غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۸

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

امروز خوش است دل که تو دوش

خون دل ما بخورده‌ای نوش

۲

ای دوش نموده روی چون ماه

و امروز هزار شکل و روپوش

۳

دل سجده کنان به پیش آن چشم

جان حلقه شده به پیش آن گوش

۴

هر لحظه اشارتی که هش دار

هش می‌خواهی ز مرد بی‌هوش

۵

سرنای توام مرا تو گویی

من در تو فرودمم تو مخروش

۶

از بیم تو گشته شیر گربه

در خاک خزیده صبر چون موش

۷

هر ذره کنار اگر گشاید

خورشید نگنجد اندر آغوش

۸

خورشید چو شد تو را خریدار

ای ذره به نقد نسیه بفروش

۹

باقی غزل مگو که حیفست

ما در گفتار و دوست خاموش

۱۰

لیکن چه کنم که رسم کهنه‌ست

دریا خاموش و موج در جوش

بازگشت به سروده‌های مولانا