شنو پندی ز من ای یار خوش کیش
به خون دل برآید کار درویش
در این شعر، شاعر به دوستش توصیه میکند که با دل و جان به عشق و درخواست از خداوند بپردازد، زیرا دعای درویش با دل شکسته حتماً مستجاب میشود. او میگوید وقتی که حقیقت را درک کردی و به عشق واقعی رسیدی، دیگر نگران نخواهی بود. همچنین اشاره میکند که باید فدای عشق شوی و خود را در خدمت آن قرار دهی. در انتها، او از کسی که به درک عمیقتری از عشق نرسیده است، میخواهد از خیالهای بیاساس فاصله بگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شنو پندی ز من ای یار خوش کیش
به خون دل برآید کار درویش
یقین میدان مجیب و مستجابست
دعای سوخته درویش دل ریش
چو آن سلطان بیچون را بدیدی
غنی گشتی رهیدی از کم و بیش
چو اسماعیل قربان شو در این عشق
ولی را بنده شو گر نیستی میش
چو پختی در هوای شمس تبریز
از این خامان بیهوده میندیش