الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
این شعر درباره خطر عشق و عواقب آن است. شاعر هشدار میدهد که عشق میتواند فرد را به سمت نابودی بکشید و از او بیدست و بیدل کند. عشق مانند سیل است که همه چیز را ویران میکند و کسی که در این موج گرفتار شود، نمیتواند نجات یابد. همچنین به خطرات وابستگی به خوشیها و لذتهای زودگذر اشاره میکند و نشان میدهد که باید از این وسوسهها دوری کرد. در نهایت، شاعر به عدم اعتماد به خود و اعمال ناپسند در این مسیر اشاره میکند و تاکید میکند که بهتر است از این عشق زیانبار دوری گزید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
از دل و جان برکندش لولی و منبل کندش
سیل درآید چو گیا هر طرفی میبردش
اوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تو
دور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش
باده خوری مست شوی بیدل و بیدست شوی
بیست سلامت بودش درکشدش خوش خوردش
پای در این جوی نهی تا به قیامت نرهی
هر که در این موج فتد تا لب دریا کشدش
گول شود هول شود وز همه معزول شود
دست نگیرد هنرش سود ندارد خردش
ای دم تو دام خمش بیگنهان را بمکش
ای رخ تو باده هش مست کند تا ابدش