بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس
قمارخانه درآ و ز ننگ وام مترس
در این شعر، شاعر به دعوت به حضور در قمارخانه و نوشیدن شراب میپردازد و بر آزادی از نگرانیها و ترسها تاکید میکند. او به حاضران میگوید که در این فضای خوشایند، نگرانی از ننگ و خطرات بیمورد نیست. با اشاره به عشق و وفاداری، شاعر به لذتهای زندگی و نوشیدن از جام عشق اشاره میکند. در نهایت، او با دعوت به شجاعت در رویارویی با عاشقانهها و در کنار دوستان، به این نکته میرسد که در این مقام نیازی به ترس نیست و باید از زندگی و شادیهای آن لذت برد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس
قمارخانه درآ و ز ننگ وام مترس
بیا بیا که حریفان همه به گوش تواند
بیا بیا که حریفان تو را غلام مترس
بیا بیا به شرابی و ساقیی که مپرس
درآ درآ بر آن شاه خوش سلام مترس
شنیدهای که در این راه بیم جان و سر است
چو یار آب حیاتست از این پیام مترس
چو عشق عیسی وقتست و مرده میجوید
بمیر پیش جمالش چو من تمام مترس
اگر چه رطل گرانست او سبک روحست
ز دست دوست فروکش هزار جام مترس
غلام شیر شدی بیکباب کی مانی
چو پخته خوار نباشی ز هیچ خام مترس
حریف ماه شدی از عسس چه غم داری
صبوح روح چو دیدی ز صبح و شام مترس
خیال دوست بیاورد سوی من جامی
که گیر باده خاص و ز خاص و عام مترس
بگفتمش مه روزهست و روز گفت خموش
که نشکند می جان روزه و صیام مترس
در این مقام خلیلست و بایزید حریف
بگیر جام مقیم و در این مقام مترس