غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۳

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس

زانک نیرزد کنون خون رهی یک لکیس

۲

گنج نهان دو کون پیش رخش یک جوست

بهر لکیسی دلا سرد بود این مکیس

۳

عاشقی آن صنم وانگه ترس کسی

یک‌دم و یک‌رنگ باش عاشق و آن‌گاه پیس

۴

ای دل شکرستان از نمکش شور کن

آب ز کوثر بخور خاک در‌ِ او بلیس

۵

زود بشو لوح را ز ابجد این کاف و نون

آنگه ای دل بر او نقطه خالش نویس

۶

ای حسد موج زن بحر سیاه آمدی

خشت گل تیره‌ای ز آب جهنم بخیس

۷

شمس حق و دین کشید تیغ برون از نیام

ای خرد دوک‌سار تار خیالی بریس

بازگشت به سروده‌های مولانا