غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۰

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نیست در آخرزمان فریادرس

جز صلاح الدین صلاح الدین و بس

۲

گر ز سر سر او دانسته‌ای

دم فروکش تا نداند هیچ کس

۳

سینه عاشق یکی آبیست خوش

جان‌ها بر آب او خاشاک و خس

۴

چون ببینی روی او را دم مزن

کاندر آیینه زیان باشد نفس

۵

از دل عاشق برآید آفتاب

نور گیرد عالمی از پیش و پس

بازگشت به سروده‌های مولانا