ای دل بیبهره از بهرام ترس
وز شهان در ساعت اکرام ترس
این متن اشاره به ترس و نگرانی از جوانب مختلف زندگی دارد. شاعر به دل خود میگوید که از زیباییهای دنیا و محبت شاهان نترسد، اما در عین حال به او هشدار میدهد که مراقب عواقب و زخمهای ناگهان نیز باشد. او زندگی را به دانه شیرینی شبیه میکند که در دام افتاده و باید از خطرات آن آگاه باشد. در نهایت، به دوگانگی لذت و خطر در زندگی اشاره کرده و از مگس که به شکر نزدیک میشود میخواهد از آسیبها و تهدیدها بپرهیزد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دل بیبهره از بهرام ترس
وز شهان در ساعت اکرام ترس
دانه شیرین بود اکرام شاه
دانه دیدی آن زمان از دام ترس
گرچه باران نعمتست از برق ترس
شاد ایامی تو از ایام ترس
لطف شاهان گرچه گستاخت کند
تو ز گستاخی ناهنگام ترس
چون بخندد شیر تو ایمن مباش
آن زمان از زخم خون آشام ترس
ای مگس دل با لب شکر مپیچ
چشم بادامست از بادام ترس