در این سرما سر ما داری امروز
سر عیش و تماشا داری امروز
در این شعر، شاعر به زیبایی و شکوه لحظهای اشاره میکند که در آن با وجود سرما و سختیها، عیش و تماشای زیباییها را تجربه میکند. او خود را در کنار خورشید و به مانند ذرهای میبیند و احساس میکند که در این روز خاص، مورد لطف و رحمت قرار گرفته است. شاعر از روحیهای سرشار و دعوت به مهمانی سخن میگوید و تصاویری از نعمتها و زیباییهای زندگی را به تصویر میکشد. در نهایت، او به عظمت و شگفتیهای دنیای درون ماهی دریا اشاره میکند که نمادی از زیباییهای پنهان زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در این سرما سر ما داری امروز
سر عیش و تماشا داری امروز
توی خورشید و ما پیشت چو ذره
که ما را بیسر و پا داری امروز
به چارم آسمان پهلوی خورشید
تو ما را چون مسیحا داری امروز
دلا از سنگ صد چشمه روان کن
که احسان موفا داری امروز
تراشیدی ز رحمت نردبانی
که عزم کوچ بالا داری امروز
زهی دعوت زهی مهمانی زفت
که بر چرخ معلا داری امروز
به پیش هر کسی ماهی بریان
در آن ماهی تو دریا داری امروز
درون ماهی دریا کی دیدست
عجایبهای زیبا داری امروز