الا ای شمع گریان گرم میسوز
خلاص شمع نزدیکست شد روز
این شعر به زیبایی به مفهوم نور و رهایی از ظلمت میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات، شمع را به عنوان نماد روشنایی معرفی میکند که در حال سوختن است و نزدیک به روز روشن میشود. او به ظهور خورشید و پایان ظلمت اشاره دارد و بیان میکند که حقیقت و نور، بخشی از یادگیری و فهم عمیقتر است. همچنین، به تأویلات و معانی نهفته اشاره شده و به معنای عمیق "نور ناطق" پرداخته میشود. در نهایت، شاعر به اهمیت پیوستگی با نور و آموختن از آن منبع عظیم اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
الا ای شمع گریان گرم میسوز
خلاص شمع نزدیکست شد روز
خلاص شمعها شمعی برآمد
که بر زنگی ظلمتهاست پیروز
نهان شد ظلم و ظلمتها ز خورشید
نهان گردد الف چون گشت مهموز
شنو از شمس تأویلات و تعبیر
چو اندر خواب بشنیدی تو مرموز
چنین باشد بیان نور ناطق
نه لب باشد نه آواز و نه پدفوز
چو مه از ابر تن بیرون رو ای دوست
هزار اکسیر از خورشید آموز
پی خورشید بهر این دوانست
هلال و بدر صبح و شام چون یوز
چو دیدی پرده سوزیهای خورشید
دهان از پرده دریدن فرودوز
خمش آن شیر شیران نور معنیست
پنیری شد به حرف از حاجت یوز