غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۳

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر

اندر صفت مؤمن المؤمن کالمزهر

۲

جاء الملک الاکبر ما احسن ذا المنظر

حتی ملاء الدنیا بالعبهر و العنبر

۳

چون بربط شد مؤمن در ناله و در زاری

بربط ز کجا نالد بی‌زخمه زخم آور

۴

جاء الفرج الاعظم جاء الفرج الاکبر

جاء الکرم الادوم جاء القمر الاقمر

۵

خو کرد دل بربط نشکیبد از آن زخمه

اندر قدم مطرب می‌مالد رو و سر

۶

الدوله عیشیه و القهوه عرشیه

و المجلس منثور باللوز مع السکر

۷

اینک غزلی دیگر الخمس مع الخمسین

زان پیش که برخوانم که شانیک الابتر

۸

الرب هو الساقی و العیش به باقی

و السعد هو الراقی یا خایف لا تحذر

۹

الروح غداً سکری من قهوتنا الکبری

و ازینت الدنیا بالاخضر و الاحمر

۱۰

خاموش شو و محرم می‌خور می جان هر دم

در مجلس ربانی بی‌حلق و لب و ساغر

بازگشت به سروده‌های مولانا