غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۹

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هست کسی صافی و زیبانظر

تا بکند جانب بالا نظر

۲

هست کسی پاک از این آب و گل

تا بکند جانب دریا نظر

۳

پا بنهد بر کمر کوه قاف

تا بزند بر پر عنقا نظر

۴

تا که نظر مست شود ز آفتاب

تا بشود بی‌سر و بی‌پا نظر

۵

هست کسی را مدد از نور عشق

تا فتدش جمله بدان جا نظر

۶

آب هم از آب مصفا شود

هم ز نظر یابد بینا نظر

۷

جمله نظر شو که به درگاه حق

راه نیابد مگر الا نظر

بازگشت به سروده‌های مولانا