مطربا عیش و نوش از سر گیر
یک دو ابریشمک فروتر گیر
این شعر دعوت به شکوفایی و لذتبردن از زندگی است. شاعر به ما میگوید که از عیش و نوش غافل نشویم، در کنار دوستان لذتی بریم، و به جای اینکه به عیوب و ننگها توجه کنیم، به زیباییها و محبتها بپردازیم. او از ما میخواهد که با شادی و خنده و محبت به دیگران و به خود زندگی کنیم و به جای غم و حسرت، به فرصتها و خوشبختیها فکر کنیم. عشق و شور زندگی دو مؤلفه کلیدی هستند که شاعر بر آنها تأکید دارد و میگوید که عشق میتواند زندگی را معنادارتر کند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که نباید به راز عشق و آدمهای بزرگ نپردازیم بلکه باید زندگی را با لذت و شادابی بگذرانیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مطربا عیش و نوش از سر گیر
یک دو ابریشمک فروتر گیر
ننگ بگذار و با حریف بساز
جنگ بگذار جام و ساغر گیر
لطف گل بین و جرم خار مبین
جعد بگشا و مشک و عنبر گیر
فربه از توست آسمان و زمین
این یک استاره را تو لاغر گیر
داروی فربهی خلق توی
فربهش کن چو خواهی و برگیر
خرمش کن به یک شکرخنده
شکری را ز مصر کمتر گیر
بخت و اقبال خاک پای تواند
هر چه میبایدت میسر گیر
چونک سعد و ظفر غلام تواند
دشمنت را هزار لشکر گیر
ای دل ار آب کوثرت باید
آتش عشق را تو کوثر گیر
گر غلامی قیصرت باید
بندهاش را قباد و قیصر گیر
هر که را نبض عشق مینجهد
گر فلاطون بود تواش خر گیر
هر سری کو ز عشق پر نبود
آن سرش را ز دم مأخر گیر
هین مگو راز شمس تبریزی
مکن اسپید و جام احمر گیر