ای جان جان جانها جانی و چیز دیگر
وی کیمیای کانها کانی و چیز دیگر
این شعر به توصیف و تمجید از وجود الهی و ویژگیهای آن میپردازد. شاعر به معانی عمیق و همیشگی عشق و حقیقت اشاره میکند و وجود الهی را به عنوان منبع همه چیزها و زیباییها معرفی میکند. او از عشق به عنوان نیرویی تاثیرگذار یاد کرده و بر اهمیت نگریستن به حقیقت و جستجوی آن تاکید میکند. در این متن، شاعر به ابعاد مختلف خداوند و تاثیری که بر زندگی انسان دارد، اشاره میکند و نشان میدهد که هر که به غیر از او توجه کند، در واقع از حقیقت دور شده است. به طور کلی، شعر مجموعهای از ستایشها و درک عمیق شاعر از وجود الهی و نیاز به اتصال به آن را بیان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای جان جان جانها جانی و چیز دیگر
وی کیمیای کانها کانی و چیز دیگر
ای آفتاب باقی وی ساقی سواقی
وی مشرب مذاقی آنی و چیز دیگر
ای مشعله یقین را وی پرورش زمین را
وی عقل اولین را ثانی و چیز دیگر
ای مظهر الهی وی فر پادشاهی
هر صنعتی که خواهی تانی و چیز دیگر
هر گون غرایبی را هر بوالعجایبی را
هر غیب و غایبی را دانی و چیز دیگر
زان عشق همچو افیون لیلی کنی و مجنون
ای از سنات گردون سانی و چیز دیگر
ای نور صدرها را اومید صبرها را
بر اوج ابرها را رانی و چیز دیگر
ای فخر انبیا را وی ذخر اولیا را
وی قصر اجتبا را بانی و چیز دیگر
ای گنج مغفرت را وی بحر مرحمت را
من غیر درگهت را شانی و چیز دیگر
چشمی که غیر رویت بیند ز بهر زینت
باشد در این جریمت زانی و چیز دیگر
ای اصل اصل مبدا وی دستگیر فردا
گشتم به دست سودا عانی و چیز دیگر
پرست این دهانم بر غیر تو نخوانم
چون هست غیر گوشت فانی و چیز دیگر