غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۹

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ساقیا باده گلرنگ بیار

داروی درد دل تنگ بیار

۲

روز بزمست نه روز رزمست

خنجر جنگ ببر چنگ بیار

۳

ای ز تو دردکشان دردکشان

دردیی که کندم دنگ بیار

۴

من ز هر درد نمی‌گردم دنگ

دردی آن سره سرهنگ بیار

۵

روز جامست نه نام و ناموس

نام از پیش ببر ننگ بیار

۶

کیمیایی که کند سنگ عقیق

آزمون کن بر او سنگ بیار

۷

صیقل آینه نه فلکست

ز امتحان آهن پرزنگ بیار

۸

چشمه خضر تو را می‌خواند

که سبو کش دو سه فرسنگ بیار

۹

پس گردن ز چه رو می‌خاری

نک ظفر هست تو آهنگ بیار

۱۰

حرف رنگست اگر خوش بویست

جان بی‌صورت و بی‌رنگ بیار

۱۱

کم کنی رنگ بیفزاید روح

بوی روح صنم شنگ بیار

۱۲

لب ببند از دغل و از حیلت

جان بی‌حیلت و فرهنگ بیار

بازگشت به سروده‌های مولانا