نرم نرمک سوی رخسارش نگر
چشم بگشا چشم خمارش نگر
این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره دارد و شاعر از خواننده میخواهد که به ویژگیهای چهرهی او، نرمی و دلنشینیاش توجه کند. او بیان میکند که لبخند معشوق چقدر میتواند دلها را جذب کند و بر لزوم بیداری و آگاهی از عشق و زیبایی تأکید میکند. شاعر به توصیف باغ عشق و میوههای شیرین آن میپردازد و به زیبایی طبیعت و گلهای نرم اشاره میکند. سپس به مقایسهی خواستههای حیوانات و گیاهان میپردازد و در نهایت به عشق به عنوان یک صنعت و هنر اشاره میکند و میگوید که در این بازار عشق، هر شخصی با هر شرایطی میتواند خریدار باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نرم نرمک سوی رخسارش نگر
چشم بگشا چشم خمارش نگر
چون بخندد آن عقیق قیمتی
صد هزاران دل گرفتارش نگر
سر برآر از مستی و بیدار شو
کار و بار و بخت بیدارش نگر
اندرآ در باغ بیپایان دل
میوه شیرین بسیارش نگر
شاخههای سبز رقصانش ببین
لطف آن گلهای بیخارش نگر
چند بینی صورت نقش جهان
بازگرد و سوی اسرارش نگر
حرص بین در طبع حیوان و نبات
بعد از آن سیری و ایثارش نگر
حرص و سیری صنعت عشقست و بس
گر ندیدی عشق را کارش نگر
گر ندیدی عشق رنگ آمیز را
رنگ روی عاشق زارش نگر
با چنین دشوار بازاری که اوست
با زر و بیزر خریدارش نگر