ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
زان جمال و زان کمال و فر و سیما دور دور
این شعر به توصیف زیبایی و لذت از شراب و میپردازد و به طور کلی حال و هوای عیش و نوش را منتقل میکند. شاعر از دوری مردم از می و شریعت میگوید و اشاره میکند که هرچند دانایان نمیتوانند رنگ و طعم می را درک کنند، اما عقل آنها هنوز به ماهیت حقیقت پی میبرد. اشاره به عشق و زیبایی معشوق نیز دارد و میگوید که حتی اگر در مجلسی با پادشاهان باشی، با ورود به این بزم خاص، احساس خاصی خواهی داشت. در نهایت، شاعر از شنیدن نغمههای عاشقانه و زیباییهای عشق میگوید و بر لزوم ارتباط با لذتهای زنده تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
زان جمال و زان کمال و فر و سیما دور دور
گرچه پیر کهنهای در حکمت و ذوق و صفا
از شراب صاف ما هستی تو پیرا دور دور
چونک بینایان نمیبینند رنگ جام را
عقل خود داند که باشد جان اعمی دور دور
چون صریح و رمز قاضی مینداند جان او
دور باشد از دل او رمز و ایما دور دور
تا نبرد تیغ شمس الحق زنار تو را
جان تو باشد از آن لطف و چلیپا دور دور
تا ز خوبی بتان خالی نگردد جان تو
باشی از رخسار آن دلدار زیبا دور دور
گرچه اندر بزم شاهان تو بُدی سَردِه ولیک
چون در این بزم اندرآیی باشی این جا دور دور
تو شنیدی قرب موسی طور سینا نور حق
در حضور خضر بود آن طور سینا دور دور
سقف مینا گرچه بس عالیست پیش چشم تو
لیک پیش رفعتش بد سقف مینا دور دور
ای گران جان یا سبک شو یا برو از بزم ما
یا مکن مانند خود از عیش ما را دور دور
مطرب عشاق بهر من زن این نادر نوا
زانک هست از گوش کر این بانگ سرنا دور دور