بهر شهوت جان خود را میدهی همچون ستور
وز برای جان خود که میدهی وانگه به زور
در این شعر، شاعر به مضمون عشق و اشتیاق اشاره میکند و میگوید که انسان جان خود را به خاطر لذت و شهوت میدهد، همچون حیوان. او به این نکته میپردازد که انسان باید برای جان خود ارزش قائل شود. همچنین poetic imagery (تصویرسازی شاعرانه) از لقمهها و مردهها به کار میبرد تا نشان دهد که تعلق به دنیا و لذایذ آن، انسان را به ورطهی نابودی میکشاند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که انسان باید با بستن چشمها به حقیقت و نور درونی برسد و متوجه ارزش عمیقتری در زندگی شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بهر شهوت جان خود را میدهی همچون ستور
وز برای جان خود که میدهی وانگه به زور
میستانی از خسان تا وادهی ده چارده
در هوای شاهدی و لقمهای ای بیحضور
آن سبدکش میکشد آن لقمهها را تون به تون
میدواند مرده کش مر شاهدت را گور گور
لقمهات مردار آمد شاهدت هم مردهای
در میان این دو مرده چون نمیباشی نَفور ؟
چشم آخُر را ببند و چشم آخِر برگشا
آخر هر چیز بنگر تا بگیرد چشم نور