معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیر
خواب آمد چشم پر شد کآنچ میجُستی بگیر
شاعر در این شعر به عواقب پرخوری و خواب آلودگی پس از آن میپردازد. او با اشاره به اینکه معدهاش را با غذاهای مختلف پر کرده، به خواب رفتن و بیخبری اشاره میکند. پس از پرخوری، انسان به خواب غفلت و یا افکار ناخواسته دچار میشود. شاعر توصیه میکند که برای به دست آوردن سوز روحی، باید مقدار غذا را کاهش دهد و به جای شکمپر کنی به خدا دعا کند تا از روزی پاک بهرهمند شود. او همچنین به این نکته توجه میکند که در زمان روزهداری، دل از درد و ناله پر میشود و بعد از خوردن احساس سنگینی و ناآرامی به انسان دست میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیر
خواب آمد چشم پر شد کآنچ میجُستی بگیر
بعد پرخوردن چه آید؟ خواب غفلت یا حدث
یار بادنجان چه باشد؟ سرکه باشد یا که سیر
سوز اگر از روح خواهی، خواجه کم کن لقمه را
گوز اگر مفتوح خواهی، کاسه را در پیش گیر
ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش
تا نماند چون سگان مردار هر لقمه پذیر
وقت روزه از میان دل برآید ناله زار
بعد خوردن از ره زیرین گشاید پرده زیر