نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمر
خسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر
شعر به تمجید از عشق و زیباییهای آن میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند نیشکر و لب شیرین، به لذتها و خوشیهای عشق اشاره میکند. او عشق را به عنوان دریایی از رحمت و محبت توصیف میکند و از خواندن سلام و بندگی به محبوب سخن میگوید. همچنین به چالشها و غمهای عاشقانه پرداخته و در نهایت، خواستار نوشیدن شراب عشق و گسستن از افکار منفی است. شاعر این عشق را منبعی از زندگی و امید میداند و از معشوق میخواهد که به او و دیگران نعمت ببخشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمر
خسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر
بلک دریاییست عشق و موج رحمت میزند
ابر بفرستد به دوران و به نزدیکان گهر
صد سلام و بندگی ای جان از این مستان بخوان
جام زرین پیش آر و سیم بر ای سیمبر
پشت آنی تو که پشتش از غم و محنت شکست
آب آنی که ندارد هیچ آبی بر جگر
پخته شد نان دلی کز تف عشق تو بسوخت
شد زبردست ابد آن کز تو شد زیر و زبر
زان سر مستانش رست از خنجر قصاب مرگ
که نبودند اندر این سودا چو ساطوری دوسر
می بیار ای عشق بهر جان فرزندان خویش
محو کن اندیشهها را زان شراب چون شرر
دی بدادی آنچ دادی جمع را، ای میرِ داد
بخش امروزینه کو؟ ای هر دمی بخشندهتر
بس کن و پرده دگر زن تا نگردد کس ملول
میپَر از باغی به باغی، این چنین کن پر شکر