جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
من نیک سبک گشتم آن رطل گران زوتر
در این شعر، شاعر از دوست خود میخواهد که تا زمانی که زندگی زنده است، از لذتهای زندگی و بادهنوشی بیشتر بهره ببرد. او به زندگی سبک و شاداب خود اشاره میکند و دعوت میکند تا هر کس که دلتنگ است، با نوشیدن باده احساس سبکی و شادابی کند. شاعر از زیبایی و لذتهای پیرامونش سخن میگوید و توصیه میکند از این لذتها بیشتر استفاده کنند و به شادی بپردازند. در نهایت، او به عشق و زیبایی چشمنواز اشاره میکند که بر دلها تأثیرگذار است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
من نیک سبک گشتم آن رطل گران زوتر
از باده بسی ساغر فربه کن هر لاغر
هر چند سبک دستی ای دست از آن زوتر
ای بر در و بام تو از لذت جام تو
جانها به صبوح آیند من از همگان زوتر
سودای تو میآرد زان می که نه قی آرد
از سینه به چشم آید از نور عیان زوتر