ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
پسته لعل برگشا تا نشود گران شکر
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به معشوق خانگی خود دعوت میکند تا از سفر بازگردد و زهرجامهاش را بگشاید. او به ساقی اشاره میکند که روحش به مانند کشتی نوح است و هنوز خالی است. شاعر از احساسات درونی خود میگوید و میخواهد بفهمد چرا چنین عیب و ملامتی متوجه او شده است. او به صفات عشق اشاره میکند و تضاد بین حالتهای خشک و تر را به تصویر میکشد، در نهایت به شخصیت “شمس دین” اشاره میکند که در تبریز شناخته شده است. این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و جستجوی معشوق در دو جهان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
پسته لعل برگشا تا نشود گران شکر
ساقی روح چون توی کشتی نوح چون توی
تا که تهیست ساغرم خون چه پرست این جگر
طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین
در دو جهان یکی بگو کو صنمی کجا دگر
آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو
گفت کههای گم شدم این ملکست یا بشر
جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنی
در دل من درآ ببین هر نفسی یکی حشر
عشق بگوید الصلا مایده دو صد بلا
خشک لبی و چشم تر مایده بین ز خشک و تر
چونک چشیدی این دو را جلوه شود بتی تو را
شهره یکی ستارهای بنده او دو صد قمر
فاش بگو که شمس دین خاصبک و شه یقین
در تبریز همچو دین اوست نهان و مشتهر