یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
جمله ارواحنا تغمس فیما ترید
غزل به توصیف حالتی عرفانی و عاطفی پرداخته و به حضور عشق و زیبایی الهی اشاره میکند. شاعر از لطافت و نزدیکی الهی صحبت میکند، و اینکه ارواح به آنچه میخواهند میرسند. به تغییر زمان و تحولات طبیعی اشاره میشود، و از ورود زمان شادی و رهایی از غم سخن گفته میشود. در این شعر نمادهای مختلفی چون دیو و پری، عشق و جنون، و زیبایی الهی مطرح میگردد. شاعر به این نکته اشاره دارد که عشق قدرتی فراتر از همه چیز دارد و قادر است انسان را به سیر و سلوک در مسیر نور و حقیقت برساند. در نهایت، شعر به زوال و گذرا بودن جسم و وحدت با عشق و حقیقت الهی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
جمله ارواحنا تغمس فیما ترید
نوبت آدم گذشت نوبت مرغان رسید
طبل قیامت زدند خیز که فرمان رسید
انت لطیف الفعال انت لذیذ المقال
انت جمال الکمال زدت فهل من مزید
از پس دور قمر دولت بگشاد در
دلق برون کن ز سر خلعت سلطان رسید
جاء اوان السرور زال زمان الفتور
لیس لدنیا غرور یا سندی لا تحید
دیو و پری داشت تخت ظلم از آن بود سخت
دیو رها کرد رخت چتر سلیمان رسید
هل طرب یا غلام فاملا کاس المدام
انت بدار السلام ساکن قصر مشید
عشق چه خوش حاکمیست ظالم و بیقول نیست
حاجت لاحول نیست دیو مسلمان رسید
یا لمع المشرق مثلک لم یخلق
خذ بیدی ارتقی نحوک انت المجید
عاشق از دست شد نیست شد و هست شد
بلبل جان مست شد سوی گلستان رسید
پرده برانداخت حور جمله جهان همچو طور
زیر و زبر بست نور موسی عمران رسید
هر چه خیال نکوست عشق هیولای اوست
صورت از رشک حق پرده گر جان رسید
هست تنت چون غبار بر سر بادی سوار
چونک جدا گشت باد خاک به ماچان رسید
اعلم ان الغبار مرتفع بالریاح
مثل هوی اختفی وسط صیاح شدید