میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
در گل و گلزار و نسرین روح دیگر بردمید
این شعر به زیبایی و عشق نسبت به معشوق اشاره دارد. شاعر از تجدید روحیه و نعمتهای جدیدی که به زندگی آورده میشود صحبت کرده و به خوبیها و زیباییهای معشوق اشاره میکند. او همچنین بیان میکند که جان خود را فدای خاک محبوبش میکند و هیچ چیز بهتر از عشق و زیبایی او نیست. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که هیچ کس نمیتواند از عشق حقیقی خود چشمپوشی کند و این عشق جان را میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
در گل و گلزار و نسرین روح دیگر بردمید
با ملیحا زاده الرحمن احسانا جدید
یا منیرا زاده نور علی نور مزید
خوشتر از جان خود چه باشد جان فدای خاک تو
خوبتر از ماه چه بود ماه در تو ناپدید
کل ذی روح یفدی فی هواک روحه
کل بستان انیق من جناک مستفید
لست انکر ما ذکرتم البقاء فی الفنا
کل من ابدی جمیلا لیس یبعد ان یعید
این ملولی میکشد جان را که چیزی تو بگو
هیچ کس را کس گریبان از گزافه کی کشید