غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰۹

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد

ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

۲

جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا

ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو یا جواد

۳

اضحکوا بعد البکاء نعم هذا المشتکی

قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد

۴

پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد

ماه تو تابنده باد و دولت پاینده باد

۵

هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد

آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد

۶

خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست

چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد

بازگشت به سروده‌های مولانا