طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد
این شعر دعوت به بیداری و تلاش برای بهبود حال خود و جامعه است. شاعر از خداوند میخواهد که اوضاع را اصلاح کند و از عفوی الهی درخواست میکند. او اشاره میکند که بعد از گریه و غم، باید بخندیم و شکرگزار باشیم. همچنین بر اهمیت آگاهی و تلاش در زندگی تأکید کرده و به دنبال روزهای بهتر و آیندهای روشن است. در نهایت، به افرادی که از زیباییها و خوبیهای دیگران لذت نمیبرند، نفرین میکند و آرزو میکند که تمام خوابهایی که بیدار نمیشوند، همچنان در خواب بمانند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد
جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا
ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو یا جواد
اضحکوا بعد البکاء نعم هذا المشتکی
قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد
پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد
ماه تو تابنده باد و دولت پاینده باد
هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد
آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد
خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست
چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد