هر که ز عشاق گریزان شود
بار دگر خواجه پشیمان شود
در این شعر، شاعر به بیان تاثیرات عشق و محبت میپردازد. او میگوید که هر کس از عشق فراری باشد در نهایت دچار پشیمانی خواهد شد. عشق را به چشمه حیاتی تشبیه میکند که همه چیز از آن سرچشمه میگیرد. همچنین اشاره میکند که هر کس در پی عشق باشد، به خوشی و صفا خواهد رسید. شاعر به تنگی حوصله آدمی نسبت به عشق اشاره کرده و میگوید عشق مانند دریا وسیع و دلانگیز است. او به علاقه و میل انسانها اشاره دارد و میگوید که حتی کافرترین افراد نیز با دیدن عشق ممکن است به ایمان و تسلیم برسند. در نهایت، شاعر به اهمیت تمرکز و جمعکردن افکار اشاره میکند تا از پراکندهگی ذهن جلوگیری شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که ز عشاق گریزان شود
بار دگر خواجه پشیمان شود
والله منت همه بر جان اوست
هر که سوی چشمه حیوان شود
هر که سبوی تو کشد عاقبت
در حرم عشرت سلطان شود
تنگ بود حوصله آدمی
از تو چو دریای و چو عمان شود
رو به دل اهل دلی جای گیر
قطره به دریا در و مرجان شود
جنبش هر ذره به اصل خودست
هر چه بود میل کسی آن شود
کافر صدساله چو بیند تو را
سجده کند زود مسلمان شود
جان و دل از جذبه میل و هوس
همصفت دلبر و جانان شود
خار که سرتیز ره عاشق است
عاقبت امر گلستان شود
ناطقه را بند کن و جمع باش
گر نه ضمیر تو پریشان شود