دیدن روی تو هم از بامداد
درد مرا بین که چه آرام داد
در این شعر، شاعر از تجربه عشق و احساسات عمیقش صحبت میکند. او با اشاره به دیدن محبوبش در صبح، آرامش و تسکینی را که عشق به او بخشیده توصیف میکند. شاعر همچنین به آتش عشق و پیامهای پنهان در دل عشاق اشاره میکند. او بیان میکند که محبوبش با مهربانی او را فرا میخواند و با نوشیدنیای مجازی، جانش را محیا میکند. در نهایت، شاعر با اشاره به تبریز و رحمت بر این احساسات عمیق تأکید میورزد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دیدن روی تو هم از بامداد
درد مرا بین که چه آرام داد
در دل عشاق چه آتش فکند
جانب اسرار چه پیغام داد
چون ز سر لطف مرا پیش خواند
جان مرا باده بیجام داد
صافی آن باده چو ارواح خورد
کاسه آلوده به اجسام داد
صافی آن باده ز ارواح جو
زانک به اجسام همین نام داد
در تبریزست تو را دام دل
رحمت پیوسته در آن دام داد