غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۲

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خسروانی که فتنه‌ای چینید

فتنه برخاست هیچ ننشینید

۲

هم شما هم شما که زیبایید

هم شما هم شما که شیرینید

۳

همچو عنبر حمایلیم همه

بر بر سیمتان که مشکینید

۴

لذتی هست با شما گفتن

هم شما داد جان مسکینید

۵

نشوم شاد اگر گمان دارم

که گهی شاد و گاه غمگینید

۶

بل که بر اسب ذوق و شیرینی

تا ابد خوش نشسته در زینید

۷

شاهدان فانی و شما جمله

با لب لعل و جان سنگینید

۸

در صفای می شهان دیدیم

که شما چون کدوی رنگینید

۹

در بهشتی که هر زمان بکریست

مرد آیید اگر نه عنینید

۱۰

تبریزی شوید اگر در عشق

بنده شمس ملت و دینید

بازگشت به سروده‌های مولانا