من بسازم ولیک کی شاید
زاغ با طوطیان شکر خاید
این شعر به بررسی موضوع عشق و تفاوتهای آن در شخصیتهای مختلف میپردازد. شاعر به شدت از عشق حقیقی صحبت میکند و به این نکته اشاره دارد که هر کسی در عشق و احساسات خود ویژگیها و حالات متفاوتی دارد. به ویژه، اشاره میکند که عشق درونی و واقعی نمیتواند در وجود افراد بیعشق جا بگیرد. همچنین، به نوعی دعوت به فرار از همراهی با کسانی که عاشق نیستند، میکند و بر اهمیت عشق و تاثیر آن در زندگی تأکید دارد. در پایان، با اشاره به شمس تبریز، به حالتی از شادی و مستی ناشی از عشق اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من بسازم ولیک کی شاید
زاغ با طوطیان شکر خاید
هر یکی را ولایتست جدا
کژ با راست راست کی آید
گرچه طوطی خود از شکر زندست
زاغ را می چمین خر باید
عشق در خویش بین کجا گنجد
ماده گرگ شیر نر زاید
بگریز از کسی که عاشق نیست
زان ز گرگین تو را گر افزاید
ور شوی کوفته بههاون عشق
دانک او سرمه ایت میساید
رو بکن تو خراب خانه از آنک
شمس تبریز مست میآید