غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۰

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

من بسازم ولیک کی شاید

زاغ با طوطیان شکر خاید

۲

هر یکی را ولایتست جدا

کژ با راست راست کی آید

۳

گرچه طوطی خود از شکر زندست

زاغ را می چمین خر باید

۴

عشق در خویش بین کجا گنجد

ماده گرگ شیر نر زاید

۵

بگریز از کسی که عاشق نیست

زان ز گرگین تو را گر افزاید

۶

ور شوی کوفته به‌هاون عشق

دانک او سرمه ایت می‌ساید

۷

رو بکن تو خراب خانه از آنک

شمس تبریز مست می‌آید

بازگشت به سروده‌های مولانا