هر که را ذوق دین پدید آید
شهد دنیاش کی لذیذ آید
در این ابیات، شاعر به بیان این میپردازد که کسی که به حقیقت دین و معنویت دست پیدا کند، دیگر لذتهای دنیوی برای او جذاب نخواهد بود. او به انتقاد از عقل میپردازد و میگوید که عقل نمیتواند به درک عمیق و حقیقی برسد. همچنین، شاعر تأکید میکند که افرادی که با عقل محض به دنبال حقیقتند، در واقع در حیرت و سردرگمی هستند. چه بسا که در این مسیر، دیگران با ویژگیهای متفاوت (پاک یا پلید) به یک حقیقت نزدیک شوند و در نهایت، هر کسی با دلمشغولی خود، به سمت حقیقت میپیوندد. شاعر به طور کلی به بیفایده بودن وابستگی به عقل در فهم حقیقت اشاره دارد و میگوید که اگر کسی به دریا (حقیقت) رو آورد، ممکن است به مقامات گیرایی چون یزید یا بایزید برسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که را ذوق دین پدید آید
شهد دنیاش کی لذیذ آید
آن چنان عقل را چه خواهی کرد
که نگوسار یک نبیذ آید
عقل بفروش و جمله حیرت خر
که تو را سود از این خرید آید
نه از آن حالتیست ای عاقل
که در او عقل کس بدید آید
نشود باز این چنین قفلی
گر همه عقلها کلید آید
گر درآیند ذره ذره به بانگ
آن همه بانگ ناشنید آید
چه شود بیش و کم از این دریا
بنده گر پاک وگر پلید آید
هر که رو آورد بدین دریا
گر یزیدست بایزید آید